آسيب شناسي روابط عمومي در ايران
بسياري از بزرگان و فيلسوفان در تعريف انسان گفته اند انسان موجودي است اجتماعي و از بارزترين نمادهاي شخصيت در انسان، اجتماعي بودن است. اوج اجتماعي بودن انسان در حوزه ارتباط عمومي او با ديگران شكل مي گيرد. ارتباطات انساني مايه تكامل و تعالي شخصيت انسان است و بنابر بعضي ديدگاه ها اساس شخصيت انسان را شكل مي دهد. دامنه ارتباطات، دامنه بسيار گسترده و وسيعي است و يكي از جلوه هاي مهم ارتباطات انساني، روابط عمومي است؛ چه به عنوان يك فرآيند ارتباطي كه ميان سازمان ها و مؤسسات و جامعه پديدار مي شود و چه به عنوان يك نهادي كه بخشي از سازمان ها را تشكيل مي دهد.
به گزارش گویای خبر، اصطلاح «روابط عمومي» ترجمه اصطلاح انگليسي Public Relations است. اين اصطلاح در ايران براي نخستين بار در شركت نفت بكار گرفته شد و دفتري تحت اين نام براي اولين بار در همين سازمان ايجاد گرديد. سازمان ها و مؤسسات ديگر كشورمان سال ها پس از شركت نفت شروع به ايجاد واحدي به نام روابط عمومي در تشكيلات خود نمودند. روابط عمومي به مفهوم يك حرفه براي نخستين بار در ايالات متحده آمريكا به وجود آمد. البته بديهي است كه از آغاز و پيدايش تمدن در ايران پادشاهان، رهبران مذهبي و اجتماعي و دستاندركاران فعاليت اقتصادي به شكلي كه متناسب با زمان و شايسته محيط خود بود با هوشياري و موفقيت از تكنيك ها و روش هاي روابط عمومي در فعاليت هاي خود بهره مي گرفتند.
روابط عمومي در سال هاي اخير دچار تحولات فراواني شده است كه اهميت و جايگاه بالاي آن را در حل و فصل بحران ها، فرهنگ سازي، ايجاد تفاهم ميان افكار عمومي و سازمان و اعتماد سازي آشكار مي سازد. علاوه بر اين رشد نظام ارتباطي و اطلاع رساني از عناصر اصلي توسعه در جوامع به شمار مي رود. در اين ميان نقش عمدهاي كه روابط عمومي ها به عنوان مجريان اين امر برعهده دارند، حائز اهميت است. توانايي روابط عمومي ها در فرآيند اطلاع رساني و برقراري ارتباط با افكار عمومي از آن جهت مؤثر است كه همسو سازي ارزش ها و عرف هاي سازمان و مخاطبين را به خوبي محقق مي سازد.
امروزه در هر اداره و سازماني وجود بخشي با عنوان روابط عمومي از بديهيات است. كاركرد و نقش اين حوزه آن قدر اهميت يافته كه اساساً وجود هيچ سازمان و ادارهاي را بدون آن نميتوان تصور كرد و بقا و ادامه حركت آن ها نيز بيش از هر چيز، وابسته به كارآيي و قدرت روابط عمومي است.
از اهداف مهم روابط عمومي ها، برقراري ارتباط متقابل بين مردم و مسؤولين و جلب همكاري و بسط تفاهم عمومي، آگاهي مردم از عملكرد دستگاه متبوع، آماده نمودن اذهان عمومي در اجراي طرح ها و برنامه ها و ايجاد محيط مناسب براي رشد فضايل اخلاقي كاركنان در چهارچوب ضوابط را مي توان نام برد و جايگاه آن به دليل ماهيت خاص خود و ضرورت ارتباط مستمر زير نظر مستقيم بالاترين مقام مسؤول دستگاه متبوع خود مي باشد.
وجود روابط عمومي مؤثر و كارآمد در هر كشور به عوامل زير بستگي دارد:
الف) برداشت و اطلاع همگان از روابط عمومي و وجود افكار عمومي آگاه نسبت به برنامه ها، اهداف، امكانات و مسايل آن.
ب) برداشت و شناخت مديران سازمان ها از روابط عمومي و ميزان بهايي كه به آن مي دهند و پشتيباني مادي و معنوي كه از مسؤول روابط عمومي خود به عمل مي آورند.
ج) چارت تشكيلاتي و جايگاه اداري مناسب روابط عمومي
د) ميزان مهارت، تجربه، تسلط و تخصص مسؤول روابط عمومي
هـ) كيفيت رابطه بين رسانه هاي همگاني با روابط عمومي.
متأسفانه در كشور ما در ارتباط با روابط عمومي، در همه عوامل فوق، آسيب ها و چالش هايي احساس مي شود كه به اختصار به بررسي آن ها مي پردازيم:
1- يكي از آسيب ها و چالش هاي پيش روي روابط عمومي در ايران اين است كه افكار عمومي به خوبي روابط عمومي ها را نمي شناسند و از كاركردها و برنامه هاي آن و نيز امكانات و مسايل پيرامون روابط عمومي اطلاع كافي ندارند. لذا روابط عمومي ها مي بايست نسبت به برقراري ارتباط دوسويه و مؤثر با مخاطبين خود اقدام نمايند تا بتوانند جايگاه اصلي خود را كه همان جلب مشاركت افكار عمومي در اجراي طرحها و برنامه هاي سازمان متبوع خويش است، به دست آورند. اين اعتماد دوسويه موجب مي شود كه افكار عمومي بيشتر با نقش و جايگاه روابط عمومي ها آشنا شوند. روابط عمومي در اصل پُل ارتباطي است بين سازمان و مخاطبانش كه ايجاد تعامل با عوامل درون و برون سازماني از اهداف و كاركردهاي عمده آن است.
2- يكي ديگر از آسيب ها و چالش هاي روابط عمومي ها، عدم شناخت كافي مديران ارشد سازمان ها از كاركرد و جايگاه روابط عمومي است. متأسفانه اغلب مديران ما با معناي واقعي روابط عمومي آشنا نيستند و به آن به عنوان پل ارتباطي ميان مردم و سازمان متبوع خود نگاه نمي كنند و بيشتر آن را يك بخش تشريفاتي و خدماتي مي دانند. اين در حالي است كه آنها بايد از طريق روابط عمومي به افكار مخاطبان نفوذ كرده و با ارتباط دهي عميق با آن ها، اثربخشي لازم را دريافت كنند و در اين صورت روابط عمومي نقش راهبردي و استراتژيك خواهد داشت و حتي مي تواند افكار عمومي مساعدي همچون انسجام اجتماعي و مشاركت مردم را به ارمغان بياورد. در غير اين صورت، جز بي آبرويي براي سازمان چيزي نخواهد داشت. بنابراين تا زماني كه برخي از مديران عالي سازمان ها ديدگاه خود را نسبت به نقش و جايگاه روابط عمومي تغيير ندهند ما همچنان شاهد يك روابط عمومي ضعيف خواهيم بود. در صورتي كه اگر مديران ارشد سازمان ها و ادارات به اهميت روابط عمومي و افكار عمومي واقف باشند و از مسؤول روابط عمومي خود پشتيباني نمايند، به طور حتم مسؤولان روابط عمومي با مشكلات كمتري در انجام وظايف خود مواجه مي شوند.
3- آسيب و چالش ديگر روابط عمومي ها در كشور ما، ضعف ساختاري و چارت تشكيلاتي است. مسأله تشكيلات و جايگاه اداري روابط عمومي ها در وزارتخانه ها و سازمان هاي دولتي يكي از موانع عمده ارتباطات دروني و بيروني اين مراكز است. اگر چه روابط عمومي در ساختار سازماني به ظاهر در بخش ستادي است، اما درواقع در كف سازمان قرار دارد. بنابراين روابط عمومي بايد در جايگاه واقعي خود كه همانا مشاوره و راهنمايي مديريت عالي سازمان است، قرار داشته و بر كارهاي ساير بخش هاي سازمان اشراف كامل داشته باشد و اگر جايگاه اصلي آن در سازمان مشخص شود، به طور حتم بازخورد خوبي نيز در جامعه خواهد داشت.
4- از آسيب ها و چالشهاي ديگر روابط عمومي ها در ايران، ميزان مهارت، تجربه و تخصص مسؤولين روابط عمومي هاست. متأسفانه اكثريت مسؤولان روابط عمومي كشور فاقد دانش تخصصي و تجربه كافي براي انجام اين كار هستند. مسؤول روابط عمومي بايد ذوقي براي مديريت داشته باشد و بتواند به عنوان يك فرد متخصص و دانش آموخته كه داراي تجربه و استقلال رأي، شايستگي، دانش فني، مهارت و قابليت است عمل نمايد.
مهمترين موانع و كاستي هاي بر سر راه مسؤولين روابط عمومي ها ميتوان از مواردي چون: ضعف سيستم آموزشي روابط عمومي، عدم تخصص لازم در نزد مسؤولين روابط عمومي، عدم وجود نظارت صحيح در انتخاب مسؤولين روابط عمومي و كمبود متخصصان رشته روابط عمومي نام برد.
از ديگر كاستي ها در اين زمينه، فقدان ضوابط قانوني براي انتخاب مسؤول روابط عمومي دستگاه هاست. گاهي اوقات برخي از مديران ارشد دستگاه ها سهم خود مي دانند كه افرادي را در پُست روابط عمومي سازماني خاص قرار دهند، اين مسأله موجب مي شود فردي كه متخصص و عاشق اين كار نيست، كار را به دست گيرد. فرد ايده آل در مديريت روابط عمومي كسي است كه هم تحصيلات آكادميك و هم مهارت و تجربه كافي در اين زمينه داشته باشد.
5- بالاخره از ديگر آسيب ها و چالش هاي روابط عمومي در كشورمان مي توان به رابطه ميان رسانه هاي همگاني با روابط عمومي ها اشاره كرد.
رسانه هاي همگاني و روابط عمومي ها به جاي اينكه با يكديگر ارتباط تنگاتنگ داشته باشند از هم توقعه اي غيرمنطقي دارند، در حالي كه همسايه ديوار به ديوار هم هستند و بايد هر لحظه از حال يكديگر باخبر باشند. البته بخشي از اين موضوع به عدم خودباوري مسؤولان و كارشناسان روابط عمومي برمي گردد، چرا كه هنوز توانايي خود را باور نكرده اند. روابط عمومي بايد عملكرد و رويدادهاي سازمان متبوع خود را از طريق رسانه ها به مردم معرفي كنند و از سوي ديگر پيشنهادها، خواسته ها، انتقادها و نيازهاي مردم را هم با مديران در ميان بگذارند. بنابراين روابط عمومي براي رسيدن به اين هدف به كمك رسانه ها نياز دارد. در همين رابطه يكي ديگر از آسيب هاي روابط عمومي ها اين است كه هنوز كانالهاي ارتباطي را به خوبي تشخيص نداده اند و نمي توانند از ظرفيت كامل رسانه ها به درستي براي مجموعه خود بهره برداري نمايند. در صورتي كه روابط عمومي ها و رسانه ها مي بايست به حق نوك پيكان تهاجم ملت ما عليه قدرت هاي استكباري باشند و نقش خود را در اين زمينه با كمك يكديگر به خوبي انجام دهند.



