-
محمدحسین شهسوار، قائم مقام شرکت نفت ایرانول؛
- ایرانول و دوران پسا توافق
محمدحسین شهسوار، قائم مقام شرکت نفت ایرانول؛
فرصتی برای بازآرایی مزیتهای رقابتی صنعت روانکار
به گزارش گویای خبر به نقل از پایگاه اطلاعرسانی شرکت نفت ایرانول، تجربه اقتصاد ایران نشان داده است که دورههای گشایش اقتصادی، صرفا پنجرهای کوتاه برای افزایش مبادلات تجاری نیستند؛ بلکه فرصتی برای بازتعریف مسیر توسعه و ارتقای مزیتهای رقابتی صنایع کشور محسوب میشوند. در چنین شرایطی، صنعت روانکار و شرکتهای فعال در این حوزه نیز باید فراتر از نگاه کوتاهمدت به افزایش فروش یا رشد مقطعی درآمدها حرکت کنند و با رویکردی راهبردی، جایگاه خود را در زنجیره ارزش داخلی و منطقهای بازتعریف کنند.
شرایط پسا توافق میتواند آغاز دورهای جدید برای صنعت روانکار کشور باشد؛ دورهای که در آن توسعه زیرساختها، افزایش ظرفیتهای تولید و حرکت به سمت خلق ارزش افزوده بیشتر، اهمیت ویژهای پیدا میکند.
برای ایرانول، این مقطع صرفا یک فرصت تجاری نیست، بلکه فرصتی برای ایجاد تحول در ساختارها و مدلهای کسبوکار محسوب میشود.
یکی از مهمترین محورهای این تحول، توسعه ظرفیت تولید پالایشی و افزایش تولید محصولات مظروفشده است. در اقتصاد امروز، مزیت رقابتی صرفاً بر پایه تولید مواد اولیه شکل نمیگیرد، بلکه ارزش افزوده بالاتر در محصول نهایی است که جایگاه شرکتها را در بازارهای داخلی و خارجی تثبیت میکند.
به عبارت دیگر توسعه ظرفیتهای تولیدی علاوه بر کمک به رشد اقتصادی شرکت، میتواند در مسیر توسعه صنعتی کشور نیز نقش موثری ایفا کند.
در کنار توسعه تولید، نگاه صادراتمحور نیز باید تقویت شود. بازارهای منطقهای و کشورهای همسایه ظرفیت قابل توجهی برای جذب محصولات ایرانی دارند، اما موفقیت در این مسیر نیازمند تغییر نگاه از صادرات سنتی به صادرات مبتنی بر برند، کیفیت و حضور پایدار در بازارهای هدف است.
محصولات بستهبندیشده با استانداردهای صادراتی میتوانند سهم بیشتری از بازارهای منطقه را به خود اختصاص دهند و جایگاه برندهای ایرانی را ارتقا دهند.
از سوی دیگر، در دوره جدید لازم است نگاه اقتصادی از کسب سودهای کوتاهمدت مبتنی بر واردات، به سمت توسعه ظرفیتهای تولید داخلی تغییر کند. توسعه پایدار زمانی محقق میشود که سرمایهگذاری در داخل کشور به افزایش بهرهوری، انتقال دانش و تقویت زنجیره ارزش منجر شود.
تحقق این اهداف بدون اصلاح و بازسازی ساختارهای مالی امکانپذیر نخواهد بود. تامین منابع مالی پایدار و طراحی ابزارهای جدید برای جذب سرمایه، از الزامات توسعه آینده صنعت به شمار میود. یادآوری این نکته ضروریست که هر میزان که ساختار مالی شرکتها توانمندتر و منعطفتر باشد، سرعت حرکت آنها در مسیر توسعه نیز بیشتر خواهد شد.
در عین حال، تحولات بازار نشان میدهد که مفهوم فروش نیز دستخوش تغییر شده است. مشتری امروز تنها خریدار محصول نیست. او انتظار دریافت خدمات سریع، پشتیبانی مناسب و تجربهای متفاوت دارد. به همین دلیل ساختارهای سنتی فروش و پخش باید به مدلهای نوین فروش و ارایه خدمات سریع و هوشمند تبدیل شوند.
همچنین توسعه زیرساختهای لجستیکی یکی از مهمترین عوامل رقابتپذیری در صنایع امروز است. تجهیز شرکت به ناوگان حملونقل مالکیتی میتواند علاوه بر کاهش هزینهها، سرعت تامین مواد اولیه و توزیع محصولات را افزایش داده و انعطافپذیری شرکت را در پاسخ به نیازهای بازار ارتقا دهد.
دوران پسا توافق را باید فراتر از یک مقطع زمانی دید. این دوره میتواند نقطه آغاز تحولی باشد که در آن شرکتهای شاخص با تصمیمگیریهای بلندمدت و توسعهمحور، نهتنها سهم بیشتری از بازار کسب میکنند، بلکه نقش موثرتری در رشد اقتصاد ملی ایفا خواهند کرد.




